{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
grand daughter
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۲ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۱
۰
[General]
[... عمومی ...]
دختر دختر
۰
۰
[General]
[... عمومی ...]
دختر پسر
معنی grand daughter, معنی لقشئی یشعلاتفثق, معنی grand daughter, معنی اصطلاح grand daughter, معادل grand daughter, grand daughter چی میشه؟, grand daughter یعنی چی؟, grand daughter synonym, grand daughter definition,
معنی quarry
,
ترجمه quarry
به فارسی,
معنی Photography
,
ترجمه Photography
به انگلیسی,
معنی حل نیمه تحلیلی
,
ترجمه حل نیمه تحلیلی
به انگلیسی,
معنی چهارنعل، پچپچ، تق تق صدای پچپچ وبهم خوردن بشقاب، شلوغ کردن، تاخت
,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی